۱۳ فیلم دردناک و نهیلیستی که شما را نسبت به انسان و انسانیت ناامید می‌کنند [قسمت اول]

۱۳ فیلم دردناک و نهیلیستی که شما را نسبت به انسان و انسانیت ناامید می‌کنند [قسمت اول]

این روزها مطالعه و تماشای روتین اخبار تجربه ای ناخوشایند و هولناک است و در دنیایی که سیاستمداران و مقامات دولتی هر کشور تنها به منافع خود فکر می کنند به نظر می رسد که اوضاع هر روز رو به وخامت و بدتر شدن است. بدین ترتیب سینما می تواند به عنوان یک راه فرار جذاب از دنیای ترسناک واقعی باشد که در آن بهترین جنبه های انسانیت بشر مورد تاکید قرار گرفته و به ما اجازه دهد تا خلائی که به شدت حس می کنیم را فراموش نماییم. اما فیلم هایی نیز هستند که مسیری کاملاً عکس را در پیش می گیرند، تمام درماندگی و بی دفاعی بشریت را به تصویر کشیده و تصویری هولناک و ناخوشایند را از زشتی، پلیدی و وخامت اوضاع بشریت در روزگار کنونی ارائه می کند. این تصویر می تواند مبنی بر این باشد که بشریت به سوی بی احساسی و سردی مرگباری پیش می رود یا اینکه انسان ها در نهایت به خاطر منافع خودشان به یکدیگر خیانت خواهند کرد.

هشدار اسپویل: به دلیل ماهیت مطلب به ناچار مجبور خواهیم شد بخشی از داستان فیلم ها را فاش کنیم که پیشاپیش بابت این موضوع از شما خواننده عزیز عذرخواهی می کنیم.

فیلم ناامید کننده

۱۳- The Mist

رمان کوتاه The Mist نوشته استفن کینگ در واقع رمانی شاد و امیدوار کننده نبود اما فرانک دارابونت تصمیم گرفت که اقتباس سینمایی خود از این رمان در سال ۲۰۰۷ را در یک فضای بسیار تاریک تر روایت کند. در متن و عمق داستان خود، این فیلم نشان می دهد که بشریت و جوامع انسانی در بطن خود به شکل دردناکی شکننده و آسیب پذیر هستند و اینکه چطور در شرایط بحرانی انسان ها به یکدیگر خیانت کرده یا علیه یکدیگر به منازعه دست می زنند. به اندازه هیولاهای فرازمینی داستان، شخصیت های داستانی The Mist نیز ترسناک هستند، به ویژه خانم کارمودی با آن تفکرات واپسگرایانه و تندروانه مذهبی و دیکتاتوری اش که نشان می دهد ترسناک ترین شخصیت این فیلم است.

در پایان داستان شخصیت دیوید در می یابد که همسرش مرده و مدت کوتاهی بعد از کنار یک هیولای غول پیکر دارای چند دست و پا که صدها متر ارتفاع دارد عبور می کند. این صحنه، دیوید و همراهانش را به این نتیجه می رساند که دست از تلاش برای نجات بردارند. در نهایت قرار می شود که دیوید همراهانش را کشته و در نهایت نیز خودکشی کند. او سه نفر انسان بالغ همراهش را می کشد و سپس به زندگی پسر خود پایان می دهد. او دیگر گلوله ای برای کشتن خود ندارد، از این رو از خودرو پیاده شده به درون مه می رود تا توسط هیولاها خورده شود اما ناگهان تانک های ارتش از دل مه بیرون آمده و مشخص می شود که اگر دیوید و همراهانش چند دقیقه بیشتر منتظر می ماندند می توانستند عقب رانده شدن هیولاهای فرازمینی را شاهد باشند. این پایان دردناک چنان نقدی نسبت به بی اختیاری، تقدیرگرایی و تمایلات خود نابودگرانه انسان است که مخاطب نمی داند گریه کند یا بخندد.

فیلم ناامید کننده

۱۲- No Country For Old Men

همانند برخی دیگر از آثار برادران کوئن، بهترین فیلم این دو و شاهکاری که برنده جایزه اسکار بهترین فیلم سال نیز شد یک فیلم سرد نهیلیستی در مورد بی معنا بودن ذاتی جهان است و اینکه چگونه انسان ها بر اساس سرنوشت زندگی کرده و می میرند بدون اینکه بدانند چه چیزی در انتظار آن هاست. این باور به طور عمده در قالب شخصیت اد تام بل (تامی لی جونز) به تصویر کشیده می شود، کلانتر پیری که توان متوقف کردن کشتارهای آنتون چیگور (خاویر باردم) در تگزاس را ندارد. در نهایت شخصیت های اصلی می میرند و شخصیتم منفی برنده می شود، در حالی که آخرین قهرمان مقاوم زنده می ماند اما در شرایطی که از لحاظ روحی کاملاً ویران و شکست خورده است. در سکانس های پایانی فیلم No Country For Old Men، بل بازنشست شده با همسرش در مورد خواب های تکراری در مورد پدرش، به اجتناب ناپذیر بودن مرگ خود و ناتوانی مطلقش برای انجام کاری به منظور تاثیرگذاری مثبت بر دنیای پر از خشونت اطرافش صحبت می کند.

فیلم ناامید کننده

۱۱- We Need To Talk About Kevin

درام افسرده کننده We Need To Talk About Kevin از لین رمزی در مورد مادری به نام ایوا (تیلدا سوینتون) است که در می یابد پسرش در دبیرستان و در نقشه ای از روی خشم، کشتار هولناکی را مرتکب شده است، فیلمی نادر که تلاش دارد جنایات هولناک را از دریچه لنز روانشناسی عامه مورد بررسی قرار دهد. این یکی فیلمی است که تفسیرهایی چند در مورد علت رفتار بسیار خشونت آمیز کوین ارائه می دهد اما هیچگاه به یکی از آن ها نچسبیده و در نهایت ایوا، کوین و مخاطب را در درماندگی مطلق به حال خود رها می کند. هیچ بهانه و منطقی برای رفتار کوین ارائه نشده و تنها شوک و غم است که در پایان به جای می ماند. این فیلم یک نمونه عالی برای بحث در مورد شرایط انسان در کل است.

اتفاقات تلخ رخ می دهند و علیرغم تلاش های بشریت برای قرار دادن آن ها در قالبی که به سادگی قابل تشریح باشد، واقعیت به این سادگی ها نیست. بعد از آنکه مشخص می شود کوین پدر و خواهرش را نیز کشته است، در پایان فیلم شاهد رویارویی ایوا و پسرش برای آخرین بار هستیم. ایوا از پسرش می پرسد که چرا دست به این کار زده و کوین خیلی ساده پاسخ می دهد که قبلاً فکر می کرده دلیل این کار را می داند اما اکنون دیگر مطمئن نیست دلیل را بداند. در یکی از افسرده کننده ترین پایان بندی های دنیای سینما، ایوا که به شدت دلسرد و خرد شده به نظر می رسد، برای آخرین بار کوین را بغل کرده و آنجا را ترک می کند. هیچ دری رو به امید و روشنایی در این پایان بندی دیده نمی شود، فقط تاریکی و ناامیدی مطلق.

فیلم ناامید کننده

۱۰- Night Of The Living Dead

Night Of The Living Dead اولین فیلم بزرگ ژانر زامبی بود و همچنین اولین فیلمی که خود را یک تمثیل اجتماعی-سیاسی می دانست. تفسیرهای رایج بسیاری از این فیلم وجود دارد که مشخص ترین آن ها انتقاد از حضور ایالات متحده در جنگ ویتنام است اما فضای پرتاثیر و مشخص فیلم یک فضای بسیار افسرده کننده است که در آن کورسوی امیدی دیده نمی شود. اگر چه فیلم های زامبی محور امروزی و حتی دنباله های خود جرج رومرو در این فرانچایز سعی دارند داستانی احمقانه تر و امیدوارانه تر را به تصویر بکشند اما در Night Of The Living Dead از همان دقایق ابتدایی همه چیز زشت و خشن است بدون اینکه امیدی به بهبود اوضاع وجود نداشته باشد.

هیچ چیزی در این فیلم به اندازه پایان داستان افسرده کننده نیست، جایی که قهرمان و تنها بازمانده ماجراها، بن، توسط یک گروه خیره سر که او را به زامبی اشتباه می گیرند مورد هدف قرار گرفته و کشته می شود. پیام های نژادی، به ویژه در فیلمی که به سرعت پس از ترور مالکوم ایکس و مارتین لوتر کینگ منتشر شد غیرقابل انکار است و در سطحی وسیع تر، نشان داده می شود که بزرگ ترین و تکان دهنده ترین ترس انسان در واقع از خودش است.

فیلم ناامید کننده

۹- Requiem For A Dream

شاهکار دارن آرونوفسکی یک درام دردناک در مورد اعتیاد است که با جلوه های بصری پرآب و رنگ خود مخاطب را جذب کرده و بسیار آرام بیننده را در مورد داستان فیلم به باوری ایمن می رساند. در ابتدا شاید به نظر برسد که هری (جارد لتو) و تایرون (مارلون وایانس) به عنوان قاچاقچی مواد مخدر زندگی راحتی خواهند داشت که باعث می شود هری پول کافی برای تاسیس مغازه لباس فروشی در اختیار نامزدش ماریون (جنیفر کانلی) قرار دهد، در حالی که مادر هری، سارا (الن برشتین) نیز به رویای خود برای حضور در تلویزیون دست خواهد یافت. اما Requiem For A Dream سورپرایزی هولناک در آستین خود برای مخاطب دارد.

سکانس سقوط، در بخش پایانی فیلم یک نزول ناامید کننده است در شرایطی که چهار شخصیت اصلی داستان به خاطر اعتیادهای خود بهای سنگینی می پردازند، نه تنها معتادان به مواد مخدر بلکه معتادان به سبک زندگی خاص و رویاها. اینجا دیگر خبری از رستگاری نیست، تنها زندگی هایی ویران شده و تصویرسازی عمیقاً افسرده کننده از غریزه های درمانده کننده انسانی. بعد از تزریق هروئین تقلبی به بازویش، هری ناچار می شود دست خود را قطع کند، هری در شرایطی که به شدت خمار است به زندان می افتد، ماریون برای بدست آوردن پول لازم برای خرید مواد مخدر به روسپی گری روی می آورد و سارا نیز با شوک الکتریکی در سایه ای از گذشته خود رها می شود.

فیلم ناامید کننده

۸- Happiness

کمدی سیاه بحث برانگیز تاد سولونز در سال ۱۹۹۸ را می توان نگاهی هجوآمیز به زندگی ظاهراً جذاب اما در واقع خسته کننده و بیحال در مناطق روستایی و حاشیه ای دانست. اما فیلم Happiness به همان اندازه نیز فیلمی بامزره است زیرا نگاه های کارگردان به این دنیا بسیار واقعی و به شکل باور نکردنی همدلانه است. در اینجا با یک کمدی روبرو هستیم که در آن یان لوویتز بعد از شکست عشقی که می خورد دست به خودکشی می زند، فیلیپ سیمور هافمن اخراج شده از کار و غمگین با تلفن زدن به زنان و صحبت های رکیک وقت می گذراند و از همه بدتر، دیلان بیکر در نقش بیل میپلوود در نقش یک روانشناس ظاهر می شود که به همکلاسی و دوست پسر خود مواد داده و به او تجاوز می کند.

وقتی که پسر بیل از این ماجرا مطلع شده و از پدر می پرسد که آیا او را نیز مورد تجاوز قرار می دهد یا خیر، او پاسخی هولناک می دهد: «به جای این کار خودارضایی خواهم کرد». نمی توان چیز بیشتری در مورد بدبختی های مداومی که برای دیگر شخصیت های فیلم رخ می دهد گفت، کسانی که به طور مرتب در عشق و یافتن رضایت در زندگی شان شکست می خورند. سولونز در این فیلم می گوید که جستجوی خوشبختی یک تلاش بیفایده است در دنیایی که به کسی اهمیت داده نمی شود. در نهایت پسر بیل نیز به ورطه انحراف کشیده می شود و او تنها کسی است که در نهایت احساس خوشحالی می کند، دستکم برای لحظه ای و آن هم شادی که از کاری هولناک بدست می آید و سرنوشتی هولناک دارد.

بیشتر بخوانید: ناراحت کننده ترین و غم انگیزترین فیلم های تاریخ سینما [قسمت اول]

منبع: whatculture
مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
۲ نظر

ورود

  • سجاد اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۹

    سلام
    انتقادی دارم نسبت به مطالب فیلمی روزیاتو : هشدار اسپویل نمیدید واقعاً بده برای سایتی در این سطح، این موضوع میتونه باعث نفرت کاربران بشود . با تشکر