۱۰ فیلم برتر تاریخ سینما در مورد رسانه و نیمه تاریک آن؛ از Nightcrawler تا Network

۱۰ فیلم برتر تاریخ سینما در مورد رسانه و نیمه تاریک آن؛ از Nightcrawler تا Network

شاید در ظاهر چنین باشد که صنعت سینما رسانه ای باشد که به طور انحصاری به تمجید از رسانه و مدیا می پردازد. مستند سازان به نوبه خود شبه روزنامه نگار هستند و به همین خاطر ساخت فیلم هایی که به تمجید از تهیه کنندگان خبر و سرگرمی برای مردم می پردازند منطقی و قابل درک به نظر می رسد. اما نگاهی عمیق تر به این فیلم ها و روابطشان با رسانه فاش می کند که تا چه اندازه این فیلم ها نگاهی متفاوت به رسانه دارند و تصویری متفاوت از آن ارائه می دهند. بهترین فیلم هایی که در مورد رسانه های خبری ساخته می شوند نه تنها در سبک و بن مایه با هم اختلاف دارند بلکه در دیدگاهشان نسبت به کسانی که پشت روزنامه ها، خبرگزاری ها و شبکه های تلویزیونی قرار دارند نیز دیدگاهی متفاوت ارائه می دهند. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین فیلم های تاریخ سینما در مورد رسانه های خبری و تاثیری که این رسانه ها بر جامعه دارند آشنا کنیم.

۱- A Face in the Crowd (1957)

فیلم A Face in the Crowd اگر چه در مورد بدرفتاری رسانه ای است اما به غیرقابل پیش بینی بودن رسانه نیز سخن می گوید. رسانه قهرمانان و شخصیت های منفی متفاوتی دارد. رسانه می تواند یک شخصیت گمنام را در چند جمله و در مدتی کوتاه به شهرت برساند و این موضوع در مورد شخصیت لری «تنها» رودز بیش از هر کس دیگری صحت دارد. شخصیت اصلی این فیلم امروز یک الکلی مست فراموش شده است و فردا به صدای طبقه میانی درمانده تبدیل می شود که سرانجام می تواند با مردی که مشکلاتشان و سختکوشی که هر روز در زندگی شان دارند را می شناسد احساس نزدیکی کند. اما آیا او واقعاً درک درستی از زندگی این طبقه جامعه دارد؟ آیا لری به شکلی واقعی با زنان خانه داری که در رادیو از آن ها تمجید می کند احساس همدردی می کند؟ این فیلم بررسی صداقت است.

شخصیت مهربانی که هری در رادیو برای خود می سازد اختلاف زیادی با شخصیت واقعی او ندارد اما خیلی واضح است که وقتی مردم تماشایش نمی کنند او انگیزه های شیطانی تر و خودخواهانه تری دارد. او دیدگاهی شهوانی به زن ها دارد، شیفته مواد مخدر، پول و شهرت است و مارسیا را تنها می گذارد که در ابتدا به نظر می رسد نقطه تمرکز داستان باشد. اما نکته همینجاست. این مردمند که قهرمان و سخنگویشان را انتخاب می کنند. فرآیند ستاره شدن یک فرآیند معجزه وار است که با منطق جور در نمی آید. بسیاری از افرادی که سزاوارش هستند به آن دست نمی یابند زیرا برخی دیگر ظاهراً چیزی را دارند که دیگران آرزویش را می کنند. رسانه هم شخصیت های خوش نیت و هم انسان های بدذات را به اوج می رساند، تنها با هوس و میل شنوندگان و بینندگانی که هرگز به طور کامل انسان های پشت دوربین را درک نکرده و نمی شناسند.

۲- His Girl Friday (1940)

فیلم His Girl Friday یکی از اورجینال ترین فیلم های سینما در مورد رسانه است، فیلمی بسیار قدیمی که برداشت آن از سینما به شکلی انحصاری مربوط به کسب و کار روزنامه است. این فیلم تعادلی دوست داشتنی بین عملکرد رسانه های خبری و روایت یک داستان عاشقانه بدون تلخی زیاد برقرار می کند. میراث این فیلم از شوخی های کنایه آمیز تند و تیز  و شبه مسلسلی اش می آید. مکالمات شخصیت ها ترجمه ای بی نقص از ماهیت دنیای رسانه های خبری است. کسب و کار روزنامه نگاری آشوب سرایی از خبرنگارانی است که همگی تلاش دارند خبری مهم را در کنترل بگیرند پیش از آنکه دیگران سرمقاله فردا را به خودشان اختصاص دهند. تدوین آشفته و استفاده بی نقص از تماس های تلفنی هر دو مثال های فوق العاده از تناسب در این فیلم هستند.

سرعت فیلم و شخصیت ها ظاهراً بیشتر از حد معمول است که نه تنها تماشای فیلم را ساده می سازد بلکه تجربه ژورنالیسم کلاسیک را نیز به تصویر می کشد. روزالیند راسل و کری گرانت هر دو در گفتگوهایشان با این سرعت روایی هماهنگ هستند اما سرخوشی و بذله گویی شان شبیه یک حافظه خالی است که جنبه ای دلگرم کننده به داستانی می بخشد که بیرحمی در دنیای روزنامه نگاری را به تصویر می کشد.

۳- The Truman Show (1998)

فیلم The Truman Show در مورد فهرستی بی پایان از چیزهاست. دین، فلسفه، اخلاقیات. وسعت این فیلم خارق العاده است اما علت این برنامه، علت وجود ترومن بربانک در این حالت، رسانه است. داستان خانواده پسند فرار ترومن از زندان تلویزیون به دلیل مردم وجوددارد. این فیلم داستان ساده ای در مورد طمع نیست، جایی که مدیران شیفته پول ترومن را در آن به دام می اندازند بلکه داستان جاه طلبی است. کریستوف چیزی را که خلق کرده زیبا می بیند، سریالی چنان خلاقانه که به شکلی بی سابقه و بسیار ملموس بین واقعیت و فانتزی پل زده است. شخصیت منفی چند بعدی این فیلم یکی از نقاط قوت اصلی فیلم بعد از بازی غیرقابل تکرار جیم کری است. بازی کری از این جهت قابل توجه است که نقص ها و گناهانش را به تصویر می کشد.

او مجبور شده یک شخصیت رقت انگیز باشد که می بیند دنیای واقعی اطرافش در برابر چشمان او فرو می ریزد و از لحاظ مفهومی کمتر فیلمی توانسته چنین سناریو بی نهایت بی نقصی داشته باشد. و این واقعیت که The Truman Show فیلمی بیشتر دارای احساس و قلب است تا فیلمی که هیچ امیدی به آینده انسان نداشته باشد، بیش از پیش این فیلم را به یک شاهکار تبدیل می کند. اما برای افراد متفکر سوالاتی در فیلم وجود دارد که اخلاقی بودن کاری که با ترومن می شود و روابطی که بین تهیه کننده و تماشاگر وجود دارد را به چالش می کشند. این فیلم نگاهی می اندازد به این موضوع که ذهن های خلاق برای ایجاد سرگرمی تا کجا پیش می روند و چگونه ماهیت همیشه حاضر رسانه باعث می شود مردم این سوال را از خود بپرسند که آیا رسانه به حریم خصوصی آن ها نیز تعدی می کند یا خیر.

۴- All the President’s Men (1976)

در آنسوی طیف فیلم های نیشدار و منفی نگرانه به رسانه فیلم All the President’s Men قرار دارد، فیلمی که اگر چه شاید به اندازه فیلم های دیگر این فهرست جذاب نباشد اما بیشتر مدعی خوب بودن رسانه است. این موضوع هزاران بار گفته شده است اما کسی نمی تواند بدون این فیلم در مورد فیلم های خوبی صحبت کند که در باب رسانه ساخته شده اند. این فیلم داستان الهام بخشی است که می توان آن را شهادتی بر ژورنالیسم خوب و قدرت افراد شجاع و خوش نیت دانست. این فیلم در مدت ۲ ساعت و ۱۸ دقیقه طول خود هیچ چیزی کم ندارد، هر سکانس به افشاگری دیگری منتهی می شود در حالی که داستن هافمن و رابرت ردفورد به واقعیت نزدیک و نزدیک تر می شوند.

بازیگران فیلم خود معیاری برای ژورنالیست های خستگی ناپذیر و شکست ناپذیر هستند که تمام انرژی شان را صرف کارشان می کنند. با نوشیدن قهوه، خستگی و انگیزه در قالب عرق از صورتشان بیرون می زند و این واقعی است. این فیلم داستان روز عدالت است و رسانه ای که به فسادی می پردازد که در خاک ایالات متحده رخ داده است. این فیلم یک فیلم ژورنالیستی ذاتاً آمریکایی است که چیزی جز تمجید و تحسین برای مردانی که برای افشای واقعیت دست به هر کاری می زنند ندارد.

۵- Nightcrawler (2014)

فیلم Nightcrawler یک داغ ننگ بر رسانه است. این فیلم لو، نینا و هر کس دیگری که در جستجوی یک داستان رسانه ای است را از دم تیغ می گذراند. فضای فیلم Nightcrawler پر از تاریکی است، فضای تماماً تاریک آن اما به تاریکی و شفاوت شخصیت هایش نزدیک نیز نمی شود. بخشی از تمجید از فیلم Nightcrawler به عنوان یک نئو نوآر، نگاه تاریک فیلم به طبیعت انسان است. این فیلم بدترین ها را در افراد انتظار دارد و یک ضدقهرمان پیچیده شایسته ستایش و انتقاد را معرفی می کند. لو بلوم یکی از سختکوش ترین و مصمم ترین شخصیت های قرن بیست و یکم است. خودداری او از دست برداشتن از تلاش نه تنها قابل ستایش است بلکه به خوبی سختی کار در عرصه تلویزیون و به طور کلی رسانه و همچنین اینکه چنین دشواری چگونه می تواند فرد را به رفتارهای غیراخلاقی وا دارد نشان می دهد.

در شرایطی که لو دائماً مرز زیر پا گذاشتن اخلاق در ژورنالیسم را جابجا کرده و در کار دیگران کارشکنی و خرابکاری می کند، مخاطب در می یابد که بخش خبر نیز مانند بخش های دیگر رسانه بازی مرگ و زندگی است. و حوادثی که لو می بیند، خشونت و خونریزی که او فکر می کند سرنوشت برای به تصویر کشیدنشان او را مامور کرده، چیزی نیست که از نذر او مقدس باشد. فیلم به تماشاگر اجازه می دهد نظاره گر داستان عاشقانه بین رسانه و تراژدی باشد. در شرایطی که لو تنها به فکر رسیدن به اوج در حرفه خود است، رسانه شیفتگی خود به داستان های هولناک ویرانگر را نشان می دهد که هر کسی را در این کسب و کار به شدت ثروتمند می سازد.

۶- Ace in the Hole (1951)

پیش از Nightcrawler یک Nightcrawler دیگر وجود داشت. فیلم Ace in the Hole یکی از بررسی های اورجینال معضلات مربوط به رقابت شدید در عرصه اخبار بود. شخصیت چاک در این فیلم شباهت زیادی به شخصیت لو در فیلم قبلی دارد. او می خواهد چیزی کاملاً متعلق به خودش خلق کند اما جستجوی او برای داستان بزرگ بعدی، وی را به ورطه فساد می کشد. او خود خبر خلق می کند، یک فاجعه معدن را کم اهمیت و ساده جلوه می دهد تا در ادامه کارما او را گرفتار می کند. اگر چه تنبیه و مجازات شخصیت چاک به شکل شخصیت های شرور فیلم به احتمال فراوان به این دلیل بوده که مخاطبان را به ارتکاب جرم تشویق نکند، اما پایان فیلم یک درس متفاوت اما ارزشمندتر از فیلم Nightcrawler دارد.

رسانه تقاص اعمال شنیعش را پس می دهد. کسانی که از رسانه به شکلی شیطانی استفاده می کنند در نهایت بدترین سرنوشت را دارند و آن این است که کسی باقی نمی ماند که به آن ها گوش دهد. نکته جذاب و متفاوت فیلم Ace in the Hole این است که این شهامت را داراست که با بدی های مربوط به اخبار مقابله کند و نشان می دهد که مجازات برای کسانی است که لیاقت آن را دارند.

۷- Network (1976)

این یکی فیلمی در مورد رسانه است که تمام فیلم های مشابه در برابر آن تعظیم کرده اند. سوء استفاده، الگوهای بد، جاه طلبی منحرفانه، فساد و به نظر می رسد فیلم Network ترکیبی از تمام این مفاهیم و ایده هایی است که در هر فیلمی با موضوع رسانه معرفی شده است. مونولوگ های این فیلم فراموش نشدنی و برداشت های بی نقص از این موضوع هستند که چگونه رسانه و طمع بر جهان مستولی شده اند. تبادلات کلامی فیلم به زیبایی بین فریادهای بلند و صحبت های شیادانه رد و بدل می شوند. شخصیت های فیلم فراموش نشدنی بوده و هر کدام جلوه ای متفاوت از دنیای اخبار را نمایش می دهند. عشق و عاشقی موجود در فیلم نیز بسیار نیشدار و موثر است زیرا در واقع تهی از عشق است. فی داناوی یک کوسه در میان کوسه هاست که از زنانگی و سردی خود برای رسیدن به اوج استفاده می کند. همکار او ویلیام هولدن بیچاره نیز آنقدر به غیرقابل تسخیر بودن خود اعتماد دارد که فراموش می کند عشق هوس وارش به داناوی چه آسیبی به همسر وفادارش وارد خواهد کرد.

هیچ جایی برای عشق در این داستان وجود ندارد، هیچ جایی برای همدردی خالصانه در صنعتی که نام بازی آن کنترل است وجود ندارد. نگاه ثابت قدم سیدنی لومت به ایده کنترل، حال و هوای هجوآمیزی که وی در هر گونه گفتگوی شخصیت ها با ارتش آزادی بخش چنان واقعی است که حتی نمی توانید به پوچی آن بخندید. رابرت دووال اگر چه در میان ۴ شخصیت اصلی کمتر فراموش ناپذیر باشد اما او نیز یک غول قوی و بی احساس دیگر در دنیای رسانه است که قصد دارد قدرت در حال کاهشش را حفظ کند. و فینچ نیز شخصیتی است که می تواند تفسیری از هر شخص معمولی باشد که در یک کابوس کافکایی گرفتار شده است، جایی که از رسانه و بلایی که بر سر او آورده بیزار است اما همچنان از این رسانه برای انتقال دیوانگی خود به دیگران استفاده می کند.

۸- The Insider (1999)

فیلم The Insider شبیه یک نمایش اخلاقی در دنیای رسانه است. لاول برگمن، جفری ویگاند و مایک والاس شخصیت های ساده ای نیستند که بتوان آن ها را تجزیه و بررسی کرد. آن ها اصول اخلاقی و درستی خاص خود را دارند اما همزمان با دیگران اتحاد دارند، دارای شغل هستند و نمی خواهند در مبارزه ای شرکت کنند که می دانند در آن پیروز نخواهند شد. مایکل مان عناصر افترا به یک کمپانی بزرگ را به خوبی در کنترل دارد اما در نهایت این ویگاند و برگمن هستند که جنبه های جذاب داستان را تشکیل می دهند. پاچینو یکی از بهترین بازی های خود را در نقش ساکت تر اما بسیار مصمم برگمن انجام می دهد و تعهد و وفاداری برگمن به ویگاند بخشی حیاتی از دنیای ژورنالیسم را مورد بحث قرار می دهد که کمتر مورد بررسی قرار گرفته است: اعتماد.

شخصیت عصبی ویگاند با بازی راسل از قبل تردید دارد و در مورد کمپانی فاسد نگران است اما او نیز باید با این مشکل دست و پنجه نرم می کند که در هر بزنگاهی ممکن است برگمن او را تنها بگذارد یا لو بدهد. در حالی که هر دو مرد تعادلی بین مراقبت از خود و حقیقت برقرار می کنند، گذشته ویگاند همواره برایش دردسرساز می شود، بر رابطه اش با برگمن تاثیر منفی می گذارد و همچنین بر میزان همدردی ما با وی. The Insider فیلمی بسیار تاثیرگذار و نیشدار است که نشان می دهد چگونه اطلاعات می تواند بر اعتماد دوجانبه افراد معمولی و روزنامه نگاران و اینکه چطور هر دوی اینها باید برای بقا به هم اعتماد کنند تاثیرگذار باشد.

۹- Broadcast News (1987)

Broadcast News نیز مانند دیگر فیلم هایی این فهرست به شکلی هوشمندانه به نقد دنیای اخبار می پردازد اما هویت اصلی آن از تمایلات رمانتیک فیلم می آید. مثلت عشقی که توسط هانتر، هرت و بروکس ایجاد می شود بسیار خام است اما همزمان نگاهی زیبا به عشق در محیط کار به نظر می رسد. آن ها کاملاً جایگاه سلبریتی ندارند اما فضای خاصی در تیم اخبار، روش صحبت کردن آن ها، روش لباس پوشیدنشان وجود دارد که باعث می شود آن ها حسی از شایستگی را داشته باشند که به خاطر جستجوی عشق دچار آسیب می شود. رقبا و شخصیت های قدرتمندی در فیلم وجود دارد اما هانتر نیز هر روزه دچار مشکل می شود. بروکس می تواند یک رقیب باشد اما او نیز از قدرت تصمیم کافی برای دعوت کردن هانتر به یک قرار عاشقانه برخوردار نیست.

فیلم Broadcast News ظاهراً صادقانه ترین جمع بندی را در مورد رسانه نسبت به فیلم های دیگر فهرست دارد. رسانه کارهای خوبی می کند و کارهای بدی نیز از او سر می زند اما چیزی که می ماند همان عشق های یکطرفه ای است که به دوران دانشگاه باز می گردند. در محیط های کاری آنقدر بحث در مورد حسادت و رقابت هست، در مورد پول و طمع نیست. فیلم Broadcast News صحبت باشکوه و قابل توجهی در باب دنیای اخبار ندارد زیرا محتوای آن اجازه می دهد این اظهارنظر ساده باشد و همین موضوع به نفع فیلم است.

۱۰- Natural Born Killers (1994)

Natural Born Killers منتشر شد و خیلی زود نام خود را به عنوان یکی از جنجالی ترین فیلم های تاریخ سینما به ثبت رساند. این فیلم نه تنها پیامی ناخوشایند دارد بلکه در هر قدم از مسیر داستانی خود یک آزمایش بصری است. فیلمبرداری فیلم کاملاً متفاوت و در صورت شماست و سرعت و تدوین آشفته و دیوانه وارش تجربه ای گیج کننده را برای مخاطب ایجاد می کند. اما چیزی که این فیلم را به یک فیلم فوق العاده در مورد رسانه تبدیل می کند، ترکیب این مسائل و تعقیب بی پایان جنایتکاران داستان توسط رابرت داونی جونیور است. این فیلم روایت ناخوشایند توقف ناپذیر بودن این جنایتکاران را با سبک بصری خاصی ترکیب می کند که از نرمال بودن فرار می کند. اما همانند دیگر فیلم های این فهرست، Natural Born Killers نگاهی تیزبین بر چیزی دارد که رسانه بر آن تمرکز می کند.

چیزی که آن ها دنبال کرده و برای نشان دادن به یک شهروند معمولی انتخاب می کنند چیزهایی نیستند که خوبی بشر را ثابت می کنند یا چیزهایی که مردم را ترغیب به خوب بودن می کنند، بلکه چیزهایی هستند که به افراد بدترین چهره خودشان را نشان می دهند. در این دنیا جان ها ارزش چندانی ندارند و تنها اعداد و آمارهایی هستند که می توان از آن ها برای تحت تاثیر قرار دادن احساسات دیگران به نفع خود استفاده کرد. این فیلم شما را وحشت زده و درمانده رها خواهد کرد، نه تنها به خاطر صداقتش بلکه به خاطر سبک کاملاً منحصربفرد و ناخوشایندش در روایت یک داستان ترسناک.

منبع: tasteofcinema
مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
دیجیاتو
بدون نظر

ورود